بيا ...بيا كه مرا با تو ماجرايي هست...

متن مرتبط با «همه چی رو من میدونم» در سایت بيا ...بيا كه مرا با تو ماجرايي هست... نوشته شده است

ميروم با خودم قدم بزنم...

  • نیلوبلاگ

    خدايا اين چه حاليه؟ مگه من چه كار كرده بودم اخه؟!...

    ادامه مطلب
  • فرودگاه هاي بي تو...

  • نیلوبلاگ

    بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم؟!...

    ادامه مطلب
  • چقدر آروم شدم...

  • نیلوبلاگ

    بعد چند هفته بالاخره آرومم.عجیب آرومم...اونروزا که اشکام جاری بود حتی فکرش رو هم نمیکردم یه روزی آروم بگیرم.امروز به حرف قدمی ها ایمان آوردم دوباره...خیلی شنیده بودم که وقتی یه نفر میمیره ، باید سریع خاکش کنن، خاک سرده و این به بقیه آرامش میده.امروز وقتی تلفن رو قطع کردی و جواب ندادی، یهو تموم شدی.مردی انگار.همون موقع انگار یهو این توانایی رو پیدا کردم که سنگ لحد رو بزارم روت.فقط یه مساله باز بود.اونم حرفی که به ...زدیه.و اینکه کجای ماجرام.میدونی همیشه مادرم میگفت خدا نکنه تو بخوای کاری بکنی.امروز تصمیم داشتم این قضیه رو تموم کنم.بارون که میزد و من منتظر ب...

    ادامه مطلب
  • همه چي رو بكو بدونم

  • نیلوبلاگ

    من از تمام تمام حرفا و مكالمه ها حتي ديدار ها همه اش رو ارشيو دارم همه حرفامون ركورد شده يه حسي ميگفت لازمه......

    ادامه مطلب
  • بارون و غروب و ....

  • نیلوبلاگ

    امروز بارون میبارید،قشنگ...آروم...فک میکردم واقعا حیف...حیف که بارون هست،یه دوست داشتن اینور قضیه هست،همون 50 درصد معروف...بادی که بپیچه تو موهام هست،بوی تلخ قهوه هم که رابرا هست...حیف حیف که دستای تو نیست... پینوشت 1/یه وقتی بود میگفتم وقتی تو بغلمی انگار همه دنیا تو مشتمه... پینوشت 2/باید بتونم و دووم بیارم!!!...

    ادامه مطلب
  • ای جوووونم... وای که چه خوشحالم... تورو دارم...

  • نیلوبلاگ

    پینوشت: فک کنم من تنها کسی ام که همزمانکه دارم باهات حرف میزنم برات مینویسم "عاشششششقتم نفسسس" و همزمان ایجا بهترین لحظه ای زندگی رو ثبت میکنم....

    ادامه مطلب
  • حرفهايي كه امروز تموم شده...

  • نیلوبلاگ

    يادته بهت گفته بودم صبحا كه گرم حرف زدنيم همكاراي من ميگن شماها چي ميگين كه حرفاتون تموم تموم نميشه و حسابي براشون عجيبه....امروز تو تيستي ... حرفي نيس... ...

    ادامه مطلب
  • نیستی...باران میبارد ... من و یکشنبه عصر خیس میشویم و من

  • نیلوبلاگ

    به این فکر میکنم که الان باید وقتش باشد که یک چایی داغ بریزی توی یک فنجان کمر باریک...دستهاییت را باز کنی و چای را با طعم لب های من هورت بکشیم. و به قول بابا لنگ دراز این یکشنبه کشدار با این تصویر بماند در خاطره های ما تا هربار به یکشنبه فکر میکنیم یه لبخند ملیح روی صورت تو باشد و یک خنده آرام گوشه لبهای من ... پینوشت: خیال تو هم اروم کننده است. پینوشت 2/دلم تنگته دیوونه.درست وقتی که دارم از دلتنگی برات مینویسم... ...

    ادامه مطلب
  • برای روز میلاد تن تو...

  • نیلوبلاگ

    روز تولد یکی از اون روزاییکه هم شادی و هم یه چیزی تو وجودت غریبگی میکنه.یه سال از زندگیت تموم میشه که رشار از خاطره است.خنده ها و ناخوشی هایی که بزرگت کرده.این روز یه جوریه.دلت میخواد کنار اونایی باشی که بفهمنت.نگات کنن و بدونن تو الان چی میخوای.دستتو اروم بگیرن و منتظر بشن اونقد که تو حرف بزنی.بخندی باهاشون.برقصی باهاشون.ویش لیستت رو بنویسی باهاشون و ارزوهات رو باهاشون تصور کنی. وقتی شمع هاتو فوت میکنی باید صدایی همراهیت کنه "بیا شمع ها رو فوت کن که صد سا..." که تو بخوای صدسال کنارش باشی.نفست به نفسش بند باشه و... ...

    ادامه مطلب
  • باز نبودی و من تکیه دادم به دیوار...

  • خبرت هست که بی روی تو ارامم نیست...

  • نیلوبلاگ

    نمتونم این احساس رو درک کنم.چند بار برام پیش اومده.یکی اون بار که از مامان سیلی خوردم.بریدم.خیلی چیزا تموم شد.کلا خالی کردم.تهی بودم.نمیدونستم چه کار باید بکنم و نهایتا پناه بردم به همون اغوشی که...و اینجا امروز دوباره همون حس بود.شنیدم از خیلی چیزا.پلن هایی که ... یهو هم چی عوض شد.یه جور دیگه.قرینه ها کنار هم...بگذریم...ولی اخرش پناه بردم به همون اغوشی که اینقد نا ارومم کرده بود.سرم رو شونه تو بود...دنیام ناارومه.نمیتونم درست فک کنم وقتی کنارم بودی حس کردم نمیتونم بگم هر وقت صلاح دونستی این کار رو هم بکن ولی الان که مثل هر شب دارم میسپارمت به اسمونا میگم: "من...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    میروم تا با خودم خلوت کنم | شب است کلنجار میروم با خودم | فرودگاه هاي بين المللي ايران | برنامه پرواز هاي فرودگاه بيرجند | پرواز هاي فرودگاه بيرجند | فرودگاه ها بوسه هاي بيشتري | چقدر گریه تا آروم شدم | همه چی رویاییه | همه چی رویاییه تورج پارازیت | همه چی رو به خدا میگم