
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم؟!...
ادامه مطلب
يكي دوروزه كه همه جا پر شده از اشباح سرگردون، لباساي خوني پاره...دارم به اين فك ميكنم كه چي ميتونه ترسناك تر از تنهايي باشه ؟ چي ميتونه ترسناك تر از دروغ باشه؟ ترسناك تر از حس بازي خوردن باشه؟! كاش يه توضيحي ميتونست منو قانع كنه،برگردم به قبل، بتونم اعتماد كنم، دوست داشته باشم... پينوشت ١/گاهي يه فكرايي مياد تو سرم كه نگو... پينوشت ٢/ كاينات ... من رو سرشار از شادي و انرژش و بخشش كن....
ادامه مطلب
يادته بهت گفته بودم صبحا كه گرم حرف زدنيم همكاراي من ميگن شماها چي ميگين كه حرفاتون تموم تموم نميشه و حسابي براشون عجيبه....امروز تو تيستي ... حرفي نيس... ...
ادامه مطلب
چه خوبه که دلت شور بیفته.بهونه های بنی اسراییلی داشته باشی.غر بزنی.آشوب باشی.اونوقت بانک یه تغییراتی تو سیستم خودش بخواد بده و تو مجبور شی صندوق پستت رو چک کنی. ...
ادامه مطلب