خرید بک لینک
این دوری باعث شده نگاه من به اطرافیانم عمیق تر و خواستنی تر باشه، میدونی وقتی حس میکنی که اونقدر دوری که هر لحظه ممکنه یکی از عزیزات رو از دست بدی و حتی به آخرین لحظه ها هم نرسی، یه جوری قشنگ نگاش میکنی، یه جوری که انگار مسوولیت داری لحظه به لحظه هاش رو یه جایی حفظ کنی. دیدی وقتی یکی رو هر روز میبینی، وقتی باهاش حرف میزنی و اون یه کار دیگه میکنه چقد حرص ات در میاد، میگی خوب یه دقیقه اون لامصب و ول کنی که دنیا به هم نمیریزه!!! ولی وقتی دور میشی، وقتی رو واتس اپت میبینی اون گوشی رو گذاشته روبروش و لابلای کاغذ هاش دنبال زندگیش میگرده، وقتی میبینی داره غذا درست میکنه و تو میبینی که آبش رو میزاره جوش بیاد خیلی حس خوبیه، حس میکنی کنارش هستی، از حالش خبر داری، حس میکنی میتونی بپری بغلش و بگی عاشقتم خره، دلم برات تنگ شده بود.این همونجایی که اشکات میریزه و تو آروم وقتی روش اونوره پاکش میکنی و هی به دلت میگی لامصب آروم باش اونور دنیا به هم نریزش...این حس های متناقضه که دلت رو هزار راه میبره... عاشق ترت میکنه، دل تنگ ترت میکنه... و اشکت رو در میاره نصفه شبی. تا ساعتها حس و حالت تو قدیم ها گیر میکنه و هیچ کاری هم ازت بر نمیاد...

پینوشت 1/ اولین بار که خیلی دلم تنگت شد همین جا بود نصفه شب، آهنگ گذاشته بودم(تو که چشمات خیلی قشنگه) و...

پینوشت 2/ماشین سواری با آهنگ و تو یکی از اون چیزایی بود که ساعتها تو بارون منو زیر و رو کرد...

پینوشت 3/امشب دلم خواست...

+ نوشته شده در 11 Nov 2017ساعت 1:52 AM  توسط |

برچسب: نویسنده: ستایش کوهی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 22:36

صفحه بندی