بيا ...بيا كه مرا با تو ماجرايي هست...

متن مرتبط با «شب است کلنجار میروم با خودم» در سایت بيا ...بيا كه مرا با تو ماجرايي هست... نوشته شده است

ميروم با خودم قدم بزنم...

  • نیلوبلاگ

    خدايا اين چه حاليه؟ مگه من چه كار كرده بودم اخه؟!...

    ادامه مطلب
  • بارون و غروب و ....

  • نیلوبلاگ

    امروز بارون میبارید،قشنگ...آروم...فک میکردم واقعا حیف...حیف که بارون هست،یه دوست داشتن اینور قضیه هست،همون 50 درصد معروف...بادی که بپیچه تو موهام هست،بوی تلخ قهوه هم که رابرا هست...حیف حیف که دستای تو نیست... پینوشت 1/یه وقتی بود میگفتم وقتی تو بغلمی انگار همه دنیا تو مشتمه... پینوشت 2/باید بتونم و دووم بیارم!!!...

    ادامه مطلب
  • پریشان کن سر زلف سیاهت...شانه اش با ...

  • نیلوبلاگ

    تموم روز داشتم به این فک میکردم که یه زن دقیقا چی میخواد از یه مرد...در واقع فک کردم من به عنوان زن از مرد چی میخام ؟خیلی فک کردم، به حالتهای مختلف و اخرش به این نتیجه رسیدم که من از تمام دنیای یک مرد فقط یک خیال راحت میخوام از یک دوست داشته شدن اروم و پایدار. پینوشت 1: 10:25 سهم سلام امروز پینوشت 2: خیالم راحت نیست... پینوشت 3: سانسور کردم ... ...

    ادامه مطلب
  • نگاهم به پیچ کوچه است و...

  • نیلوبلاگ

    انگار کم کم دارم تو این عشق بزرگ میشم.تقریبا از اولین روزای شروع این عشق میدونستم که تو این روزا میری سفر.اعتراف میکنم که گاهی دوس داشتم یه جورایی کنسلش کنی،و اعتراف میکنم همش برا اینکه دور میشدی نبود، فک میکردم معنی این کار اینکه تو خیلی منو دوس داری و نمیتونی تحمل کنی که 10 روز منو نبینی.فک میکردم اینجوری باورم میشه مهمترم.از همه چی...هر بار که حرفش میشد تو دلم ارزو میکردم که بگی کنسل شد...ولی از یه جایی به بعد، نمیدونم از کی حس کردم برام اهمیتی نداره که بری یا نری،حس کردم نیازی به این تایید ها ندارم.نیازی ندارم که تو ثابت کنی یه چیزایی رو.حس میکنم دوست د...

    ادامه مطلب
  • نیستی...باران میبارد ... من و یکشنبه عصر خیس میشویم و من

  • نیلوبلاگ

    به این فکر میکنم که الان باید وقتش باشد که یک چایی داغ بریزی توی یک فنجان کمر باریک...دستهاییت را باز کنی و چای را با طعم لب های من هورت بکشیم. و به قول بابا لنگ دراز این یکشنبه کشدار با این تصویر بماند در خاطره های ما تا هربار به یکشنبه فکر میکنیم یه لبخند ملیح روی صورت تو باشد و یک خنده آرام گوشه لبهای من ... پینوشت: خیال تو هم اروم کننده است. پینوشت 2/دلم تنگته دیوونه.درست وقتی که دارم از دلتنگی برات مینویسم... ...

    ادامه مطلب
  • صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن

  • نیلوبلاگ

    شب که از نیمه میگذره،سکوت که همه جا رو میگیره،وقتی داری تو تنهایی خودت کد میزنی،دلت هوایی میشه ،دلت یه عشقبازی شبونه میخواد،یه چت طولانی عاشقانه لااقل، که یکی بیاد بگه بیداری عشقم؟ چقد دلم تنگ شد برات.یکی بگه ای خدااا تا کی ما بخوابیم جدا...یکم براش عاشقانه بخونی و اون با یه شیطنت مردونه بگه عشقم چی پوشیدی!!! شایدم دلت میخواد بگه من زدم بیرون دارم میآم دنبالت دیگه طاقتم تموم شده.بریم هر جا فقط بریم...و... ساده است اره خیلی ساده تر از اون که قابل دسترسی نباشه اونم تو این دنیای مدرن که همه برا خودشون راحت تصمیم میگیرن.ولی نشدنیه، نشدنی.میفهمی بازم به همون س...

    ادامه مطلب
  • امشب میخوام مست بشم...

  • نیلوبلاگ

    باز میلرزد دلم دستم باز گویی در هوای دیگری هستم ابرویم را نریزی دل لحظه دیدار نزدیک است... هر چند دیگه خیلی تولدانه نیس ولی میتونه یه روز خوب باشه.تموم شب بیخواب بودم.اروم نبودم.هول و بیقرار.اصلا فک نمیکردم اینجوری بشم.ذهنم مرتب نبود.گاهی احساس میکردم قلبم خیلی تند میزنه.تو نبودی ولی حس میکردم یکی با نگاش دنبالم میکنه.صبح خیلی زود بیدار شده بودم.حاضر شدم و اومدم بیرون.تموم راه که باهات حرف میزدم حس میکردم همه هیجانم تو صدام مشخصه.هم خوب بود و هم بد.یه جورایی دوس داشتم سنگین و رنگین باشم.یه جورایی هم دوس داشتم بدونی چه حالی ام شاید یکم همراهی ام کنی. وقت...

    ادامه مطلب
  • باز نبودی و من تکیه دادم به دیوار...

  • یکی هست تو قلبم که هرشب...

  • نیلوبلاگ

    امشب عمیقا دلم دستای مردونه میخواست که محکم بغلم کنه و با همه وجود یه تکون بهم بده و بگه دیوون نگران نباش من هستم.من پشتتم با همه وجود.نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره.امشب دلم ترو میخواست... پینوشت : جاده بارونی نیمه های شب وسط این دار و درختها ترسناکه ولی امن تر از خونه ایه که......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    میروم تا با خودم خلوت کنم | شب است کلنجار میروم با خودم | نگو از کجای بارون و غروب | پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من | پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من افتخاری | پريشان کن سر زلف سياهت شانه اش با من | شعر پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من | دانلود پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من | آهنگ پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من | صبح است ساقیا قدحی پر کن