امروز
بارون میبارید،قشنگ...آروم...فک میکردم واقعا حیف...حیف که بارون هست،یه دوست داشتن اینور قضیه هست،همون 50 درصد معروف...بادی که بپیچه تو موهام هست،بوی تلخ قهوه هم که رابرا هست...حیف حیف که دستای تو نیست...
پینوشت 1/یه وقتی بود میگفتم وقتی تو بغلمی انگار همه دنیا تو مشتمه...
پینوشت 2/باید بتونم و دووم بیارم!!!
برچسب: نگو از کجای بارون و غروب,
نویسنده: ستایش کوهی
تاريخ: سه
شنبه
20 مهر
1395 ساعت: 7:50