خرید بک لینک
امشب یکی از اون شبهاس که من بیقرارم.یکی از اون شبها که حس های چند گانه دارم.از اون شبها که جای خالیت بیداد میکنه.از اون شبها که دلم میخواد برم یه جایی که هیچ کس نباشه و از دور رصد کنم بقیه رو و ببینم تا کجا هستن؟ کی و کجا نگرانم میشن؟کی و چه جوری دنبالم میگردن؟اصلا نگران میشن یا نه؟از اون شبها که ته خطه...

از اون شبها که به در و دیوار میزنم...

نفس کم اوردم...

از اون وقتا که دقیقا دوم بودن و بازیچه بودن تنها حسیه که درکش میکنم.از اون وقتا که هر چی فک میکنم نمیتونم بفهمم .

از اون شبهای لعنتی که دلت میخواد بری زیر دوش.از اون دوشا که سوراخ هاش رو جرم گرفته و اب ازش سوزنی میزنه بیرون.و وقتی تنت رو میسوزونه اروم نه اصلا بلند گریه کنی.گور بابای دنیا و هر کی که خوابه.

از اون وقتا که دلت میخواد یه رژ قرمز بزنی یه ارایش غلیظ بکنی.اونوقت گریه هاتم قاطی اش بشه.از اون شبا که باید موهات بلند باشه .یه طرف صورتتو پر کنه و اونور صورتت اشک باشه و سلفی بگیری تو تاریکی و باورت شه تنهایی.

از اون شبای لعنتی که دلت قلیون هلو میخواد .اونقد که وقتی از پای قلیون بلند شی سرت گیج بره و ...

از اون شبای لعنتی که دلت میخواد یقه لباستو ...

امشب از اون شباس ...

برچسب: نویسنده: ستایش کوهی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:30

صفحه بندی