خرید بک لینک
نفسم

روزای من با تو داره میگذره.سنگینی غربت، دل تنگم همهو همه با یه سلام تو اول صبح یه شکل دیگه میشه.تصور نبودت سخته.تصور نداشتن صدات...

پر از تردیدم برا شروع کاری که ساعتهای قشنگ صبح رو از من میگیره.یه جورایی باید برم سر کار و یه جورایی تحمل ساعتهای بدون تو...

نفسم با دلگرمی های تو شروع میکنم.کاش بدونی چقد سخته ساعتها بیخبری از تو.دلم خوشه که هستی همین نزدیکی ها.دارم عمیق تر نفس میکشم این روزا.این هوا اغشته به نقس های تو شده نفسم.

پینوشت: کار من شروع شد.

برچسب: نویسنده: ستایش کوهی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:30

صفحه بندی