
بعد چند هفته بالاخره آرومم.عجیب آرومم...اونروزا که اشکام جاری بود حتی فکرش رو هم نمیکردم یه روزی آروم بگیرم.امروز به حرف قدمی ها ایمان آوردم دوباره...خیلی شنیده بودم که وقتی یه نفر میمیره ، باید سریع خاکش کنن، خاک سرده و این به بقیه آرامش میده.امروز وقتی تلفن رو قطع کردی و جواب ندادی، یهو تموم شدی.مردی انگار.همون موقع انگار یهو این توانایی رو پیدا کردم که سنگ لحد رو بزارم روت.فقط یه مساله باز بود.اونم حرفی که به ...زدیه.و اینکه کجای ماجرام.میدونی همیشه مادرم میگفت خدا نکنه تو بخوای کاری بکنی.امروز تصمیم داشتم این قضیه رو تموم کنم.بارون که میزد و من منتظر ب...
ادامه مطلب