
صفحات مجازی خالی...پیچ کوچه های خالی...صندوق پست خالی...دستای خالی ترو چشم های پر از ترس و اشک.عضی وقتها فک میکنم واقعا چرا این حال و روز منه...ولی هیچ جواب قانع کننده ای نیست.تنها چیزی که میدونم اینکه من این نبودم.ترسو، فرصت طلب،دروغگو،و خالی از احساس.خدایا به من کمک کن.الان دلم تنگ کسی نیس دلم تنگه دوست داشته شدنه...خدایا به من کمک کن... پینوشت 1/کاش یه جو غیرت و مردونگ تو وجودش بود که منو از این حال دربیاره.مثل یه مرد......
ادامه مطلب